العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
143
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
و ميفرمايد شعائر خدا را حلال مشماريد و نه ماههاى حرام را تعداد معينى ماه در سال قرار داده و پيكار و جنگ را در چهار ماه حرام نموده فرموده است در اين چهار ماه آزادانه بهر جا ميخواهيد برويد و بدانيد شما نميتوانيد خداوند را عاجز كنيد بعد ميفرمايد پس از گذشتن اين چهار ماه هر جا كه با مشركين برخورد كرديد آنها را بكشيد براى اين كار موقعى را معين نموده ميفرمايد وَ لا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكاح حَتَّى يَبْلُغ الْكِتاب أَجَلَه زنانى كه در عده هستند تصميم ازدواج با آنها را نگيريد تا موقعى كه عده آنها تمام شود پس براى هر كار در دين موقع و محل معينى است . اگر واقعا دليلى از جانب خدا دارى و در كار خويش اعتماد دارى و بر تو معلوم است هر چه ميخواهى بكن و گر نه مبادا در كارى كه حيران و سرگردانى اقدام كنى و تصميم زوال قدرتى را بگيرى كه هنوز موقعش نرسيده و وقت آن نشده اگر واقعا هنگام زوال رسيده باشد بندها گسيخته مىشود و پى در پى كارها روبراه ميگردد و خداوند صاحب قدرتان و پيروانشان را خوار و ذليل مىكند . من پناه به خدا ميبرم از امامى كه وقت كار خود را نداند در اين صورت پيرو او از خود او داناتر است . برادر جان تو ميخواهى باعث قدرت و شوكت گروهى شوى كه بآيات خدا كافر و پيرو هواى نفس و مخالف دستور پيامبرند كسانى بدون دليل و تعيين از طرف پيامبر مدعى مقام امامت شدهاند . برادر جان من ترا به خدا ميسپارم كه فردا در كناسه كوفه بدار آويخته شوى در اين موقع سيلاب اشك از ديده فرو ريخت . سپس فرمود خدا انتقام خواهد گرفت از كسانى كه پرده ما را دريدند و منكر حق ما شدند و اسرار ما را فاش نموده ما را به غير جدمان نسبت دادند و چيزهائى در باره ما گفتند كه خودمان آن را نمىگفتيم . كافى - سليمان بن خالد گفت حضرت صادق عليه السلام به من فرمود با عمويم زيد چه كرديد ؟ گفتم آنها نگهبان گذاشته بودند ولى بمحض خلوت